×

 

درخواست مشاوره حقوقی






×

 

جستجو در بانک مشاوران ثبت آداک


×

 

تنظیم اوراق قضایی
با کمترین هزینه و صرفه جویی در وقت بدون استخدام وکیل لایحه، دادخواست و شکواییه مورد نظر خود را توسط وکلا و مشاوران متخصص تنظیم کنید

دادخواست

قیمت

نیاز به مشاوره

  •  

لایحه

قیمت

نیاز به مشاوره

  •  
برای دریافت راهنمایی میتوانید با شماره 49960 (021) تماس بگیرید
×

 

ارزیابی و بررسی پرونده
قبل از انتخاب و شروع فرایند وکالت، شما می‌توانید پرونده حقوقی خود را جهت مطالعه و بررسی توسط وکلای پایه یک دادگستری ارسال کنید. وکلا هزینه، زمان و شرایط رسیدگی را به شما اعلام خواهند کرد

برای دریافت راهنمایی میتوانید با شماره 49960 (021) تماس بگیرید
×

 

فرم ثبت نام مشاورین حقوقی




 
 
 

ثبت آداک | ثبت شرکت | ثبت برند | ثبت اختراع

021-44037160

info [at] sabtadak [dot] com

شماره تلگرام

09307053035

شنبه - پنج شنبه 8-16

جمعه ها تعطیل!
فسخ نکاح

فسخ نکاح

مفتخریم که با تکیه بر توان فنی و تجربه بالای متخصصین خود بهترین سرویس ها را برای مشتریان خود به ارمغان بیاوریم

فسخ نکاح

 

تعریف:

 

فسخ نکاح به این معناست که در صورت وجود پاره ای از موارد مقرر قانونی، زن یا مرد بتوانند ازدواج را منحل کند.

 

 

*در تعریف دیگر یکی از مواردی که به موجب آن عقد می تواند انحلال پیدا کرده و زوجین از هم جدا شوند، فسخ نکاح است.

 

 

فسخ نکاح با طلاق متفاوت است و هر کدام از آنها شرایط و آثار ویژه خود را دارند. بعنوان مثال اگر یکی از زوجین بخواهد ازدواج را فسخ کند، باید یکی از موارد فسخ نکاح را در مورد طرف مقابل به دادگاه ثابت کند، اما در طلاق اثبات این موارد ضرورتی ندارد .


 

 

 

تفاوت های فسخ نکاح با طلاق:

 

- طلاق یک عمل حقوقی که انجام آن مشروط به تشریفات خاص مانند اجرای صیغه مخصوص و حضور دو شاهد عادل (مرد) است. ولی فسخ نکاح تنها به اراده صاحب حق انجام میشود.(ماده 1132 قانون مدنی)

 

 

- طلاق زمانی صحیح است که شرایط خاص در زن وجود داشته باشد. ولی به موجب ماده 1132 قانون مدنی رعایت این شرایط در فسخ نکاح شرط نیست.

 

 

- طلاق در صورتی درست است که شرایط خاص در زن موجود باشد. ولی به موجب ماده ۱۱۳۲ قانون مدنی رعایت این ترتیب در فسخ نکاح شرط نیست . به طور مثال در دوران عادت زنانگی و نفاس زن، فسخ نکاح ممکن است. در حالی که طلاق زن در این دوران صحیح نیست.(ماده 1140 قانون مدنی)

 

 

-پیش از اقدام به طلاق باید از دادگاه حکم یا دستور گرفته شود ولی فسخ نکاح به این کار نیاز ندارد و رسیدگی دادگاه محدود به احراز وجود حق فسخ است و تکلیفی در باب اصلاح زوجین و ارجاع به داوری ندارد.

 

 

- بر طبق مواد 1152 و 1153 قانون مدنی، طلاق مختص نکاح دائم است اما موارد فسخ نکاح در ازدواج دائم و موقت یکسان است.

 

 

- طلاق عمل حقوقی یک جانبه که توسط شوهر یا نماینده قانونی او انجام میشود است. حال آنکه فسخ ممکن است به وسیله شوهر یا زن واقع شود.

 

 

- امکان رجوع شوهر در طلاق رجعی در زمان عده ممکن است. ولی در فسخ نکاح امکان رجوع وجود ندارد و تشکیل دوباره خانواده مگر با نکاح جدید ممکن نیست.

 

 

- طبق ماده 1092 قانون مدنی در صورتیکه مرد پیش از نزدیکی زن خود را طلاق دهد، باید نصف مهریه را بپردازد. اما اگر عقد نکاح به هر علتی قبل از نزدیکی فسخ شود، زن حق مهریه ندارد. به استثنا مواردی که موجب فسخ عنن باشد و در این صورت باید نصف مهریه پرداخت شود.

 

 

به این ترتیب اختیار برهم زدن نکاح، فوری است. به همین دلیل در صورتی که یکی از زوجین متوجه یکی از عیوب ذکر شده در قانون مدنی شود، همان وقت باید اقدام به فسخ نکاح کند . یعنی اینکه نمی توان پس از گذشت مدت زمان زیادی از عقد ازدواج، عقد را بر مبنای موارد حق فسخ، فسخ نمود.

 

 

* بر طبق ماده 1131 قانون مدنی تشخیص مدت زمان لازم برای امکان استفاده از اختیار بر هم زدن نکاح با توجه به عرف و عادت است.

 

 

*فسخ نکاح نیاز به رضایت طرفین ندارد و کسی که حق فسخ دارد می‌تواند یک طرفه آن را انجام دهد. فسخ کننده باید بالغ، عاقل و رشید باشد.

 

 

* زمانی که هر یک از طرفین قبل از عقد عیوب طرف مقابل را بداند دیگر بعد از عقد حق فسخ را نخواهد داشت. به واسطه اینکه مبنای ایجاد حق فسخ آن است که اشخاص دچار ضرری نادانسته و ناخواسته از جانب طرف دیگر شوند.

 

 

 

 

موارد فسخ نکاح:

 

1-عیوب زن و مرد

 

2-تدلیس

 

3-تخلف از شرط صفت

 

 

 

1-عیوب زن و مرد:

 

قانون برخی عیوب را تعیین نموده که برخی از آنها مختص زن و برخی مختص مرد هستند. جنون هم به عنوان عیب مشترک میان زن و مرد ذکر شده است.

 

-عیوب زن

 

-عیوب مرد

 

-عیوب مشترک میان زن و مرد

 

 

 

-عیوب زن:

 

این عیوب در ماده 1123 قانون مدنی عنوان شده است.

 

1-قرن

 

2-جذام

 

3-برص

 

3-افضاء

 

4-زمین گیری

 

5-نابینایی از دو چشم

 

 

 

* زمانی که این عیوب هنگام عقد موجود باشد و مرد بدون توجه به آن با زن ازدواج کند برای مرد حق فسخ ایجاد نمی کند.(مواد 1124 و 1126 قانون مدنی)

 

*اگر به وسیله عمل جراحی یا به وسایل درمانی این عیوب از بین برود، حق فسخ مبنای خود را از دست میدهد و اعتبار خود را از دست می دهد. همچنین اگر در اثر پیشرفت علم پزشکی این عیوب به صورت بیماری درمان پذیر درآید دیگر به حساب نیامده و مرد با دستمایه این عیوب حق فسخ ندارد.

 

 

 

 

 

-عیوب مرد:

 

این عیوب در ماده 1122 قانون مدنی ذکر شده است

 

1-خصاء

 

عارضه مربوط به اخته شدن مرد را گویند

 

2-ناتوانی جنسی (اگر پس از عقد هم اتفاق بیفتد باز هم زن میتواند فسخ نکاح را بخواهد)

 

3-جنون مرد (پس از عقد هم بروز کند از موجبات فسخ خواهد بود)

 

*اگر بعد از عقد، زن به یکی از معایبی که در لحظه وقوع عقد به مرد حق فسخ میداد دچار شود، حق فسخ برای مرد نخواهد بود.

 

* جنون و عنن در مرد، چنانچه بعد از عقد هم پیش بیاید، سبب حق فسخ برای زن خواهد بود.

 

 

 

 

-عیوب مشترک میان زن و مرد:

 

عیوبی که در هر یک از زوجین یافت شود سبب حق فسخ برای طرف مقابل میشود.

 

جنون زن و مرد از نظر احکام مرتبت تنها مصداق عیوب مشترک زوجین است که موجب حق فسخ میشود.

 

به موجب ماده ۱۱۲۱ قانون مدنی، جنون هر یک از زوجین به شرط استقرار، اعم از اینکه مستمر یا ادواری باشد برای طرف مقابل موجب حق فسخ میباشد.

 

 

* منظور از جنون آن است که شخص در انجام وظایف عادی و معمولی روزانه خود نامتعادل شده و اعمال بدون هدف از او سر بزند.

 

* اگر زوجین پیش از عقد به معایب مورد اشاره آگاهی داشته باشند و با علم به آن مبادرت به عقد نکاح کنند، حق فسخ از آنها ساقط می شود.

 

 

 

* در صورتی که زن یا مردی در دوران زناشویی (یکی از آنها) دچار جنون شوند بین حالتی که مرد دچار جنون شود و حالتی که زن دچار جنون شود تفاوتی وجود دارد.به موجب ماده 1125 قانون مدنی اگر پس از ازدواج مرد دچار جنون شود زن می‌تواند به علت جنون شوهر ازدواج را فسخ کند. اما اگر زن پس از ازدواج دچار جنون شود مرد نمیتواند ازدواج را فسخ کند. و این تفاوت اینطور توجیه میشود که اگر زن در دوران زناشویی مجنون شود، شوهر میتواند نفقه او را بپردازد و از او نگهداری کند و هر گاه عرصه بر او تنگ شد میتواند طلاق بگیرد و یا زن دیگری اختیار کند.  بر عکس هر گاه شوهر پس از عقد مجنون شود علاوه بر اینکه کسی نیست که نفقه زن را بپردازد جز از طریق فسخ نکاح چاره ای دیگر ندارد.

 

 

 

 

2-تدلیس

 

تدلیس یعنی یکی از طرفین اصطلاحا دیگری را کلک بزند. ویژگی ها و صفاتی را به خود نسبت دهد که فاقد آن است.  یا ویژگی های خود را از طرف مقابل پنهان سازد. مثلا یک کارمند معمولی خود را یک دکتر متخصص معرفی نماید. اگر شخصی با این روش ازدواج کند، همسر میتواند ازدواج را فسخ کند.

 

به این نکته باید اشاره کرد که تفاوتی نمیکند که این صفات و ویژگی های دروغین در متن عقد نوشته شده باشد یا خیر، چون در هر دو حالت حق فسخ وجود دارد.

 

 

*وجود سوءنیت و قصد فریب طرف مقابل در تدلیس مهم است.

 

 

 

 

3-تخلف از شرط صفت

 

صفت خاصی در شخص شرط شده باشد ولی بعد از عقد مشخص شود که فرد فاقد آن صفت بوده است.

 

*تفاوت آن با تدلیس در این است که در در تدلیس فرد قصد فریب دارد، اما در تخلف از صفت فرد چنين نيتي ندارد و واقعاً خود را واجد آن صفت مي‌داند، اما بعد از عقد متوجه مي‌شود که داراي آن صفت خاص نيست. مثل اينکه دختر يا پسري خود را منتسب به خانواده‌اي داراي ثروت و مقام بداند، ولي بعداً متوجه شود که نسبتي با آن خانواده ندارد.

 

 

 

 

تکليف مهريه در فسخ ازدواج:

 

چنانچه فسخ قبل از زندگی زناشویی انجام شود، زن مهریه ای نمیگیرد و در غیر اینصورت مهریه به زن تعلق میگیرد مگر اینکه مرد به خاطر تدلیس زن، ازدواج را فسخ کرده باشد. به عبارت دیگر اگر زن فريبکاري يا تدليس کرده باشد و شوهر هم به همين دليل ازدواج را فسخ کند، زن مهريه‌اي دريافت نخواهد کرد.

 

  

 

توجه:

 

ثبت نکردن فسخ نکاح به صورت رسمی، سبب می‌شود که متخلف به جزای نقدی درجه پنج (بین ۸۰ میلیون ریال تا ۱۸۰ میلیون ریال) و حبس تعزیری درجه هفت (از ۹۱۱ روز تا شش ماه) محکوم شود.


تنظیمات قالب

سبک چیدمان

وسیع
فشرده

ناوبری

ساکن
چسبنده